ازدواج بهرنگ علوی|زندگی نامه بهرنگ علوی|قد بهرنگ علوی

بدبد نبودخوبعالیفوق العاده (5 رای, میانگین: 4٫40 از 5)
Loading...

 

بهرنگ علوی

در این مطلب بخوانید:ازدواج بهرنگ علوی|زندگی نامه بهرنگ علوی|قد بهرنگ علوی

بهرنگ علوی

عکس بهرنگ علوی

بیوگرافی بهرنگ علوی

زادروز
۱ فروردین ۱۳۵۹ ‏(۴۰ سال)
تهران، ایران

محل زندگی
تهران

ملیت
ایرانی

پیشه
بازیگر

سال‌های فعالیت
از ۱۳۷۰ تاکنون

قد بهرنگ علوی
۱۷۷ سانتیمتر

والدین بهرنگ علوی
رضا علوی _ ناهید جعفری

وی تک فرزنداز یک خانواده سه نفره است. پدر او (فرهنگى) از مدیران آموزش و پروش و مادرش از مدیران شرکت

مخابرات است. او از کودکى به شدت به بازیگرى علاقه داشت و بازیگرى را از تاتر مدرسه آغاز کرد. در سنین

نوجوانى با یک تاتر مدرسه اى بهترین بازیگر منطقه ۶ و استان تهران شد. پس از آن در سال ١٣٧٠ براى یک تاتر

آدمک چوبى به کارگردانى جهانگیر طاهرى به صورت رسمى و حرفه اى انتخاب شد و بر روى صحنه تاتر در سالن

قشقائى مجموعه تاتر شهر رفت. پس از چند سال وقفه به خاطر ادامه تحصیل مجددا با تاتر آغاز به کار کرد که در

این بین شاگرد اساتیدى همچون : ( محمد رحمانیان ، حمید امجد ، مهتاب نصیرپور ، پرویز پرستویى ، آتیلا

پسیانى ، رویا تیموریان ، پانته آ بهرام ، حبیب رضایى بود.)

در این مطلب بخوانید:ازدواج بهرنگ علوی|زندگی نامه بهرنگ علوی|قد بهرنگ علوی

 

بهرنگ علوی فیلمها و نمایشهای تلویزیونی

فیلم‌های سینمایی

تگزاس ۲ (مسعود اطیابی، ۱۳۹۷)

ژن خوک (سعید سهیلی، ۱۳۹۷)

مدیترانه (۱۳۹۷)

دشمن زن (کریم امینی، ۱۳۹۶)

رفتن (نوید محمودی، ۱۳۹۵)

سد معبر (محسن قرایی، ۱۳۹۵)

امکان مینا (کمال تبریزی، ۱۳۹۴)

لانتوری (رضا درمیشیان، ۱۳۹۴)

مرگ ماهی (روح‌الله حجازی، ۱۳۹۳)

دربند (پرویز شهبازی، ۱۳۹۱) [۳]

نگران نباش سارا (علیرضا امینی، ۱۳۹۲)

ندارها (محمدرضا عرب، ۱۳۸۸)

چند روز بعد (نیکی کریمی، ۱۳۸۵)

سوگ آینه‌ها (۱۳۸۲)

بازیگر

عکس بهرنگ علوی

سریال‌های بهرنگ علوی:

روزهای خوشی و دلخوشی (رضا عطاران، ۱۴۰۲)

پرگار (شهرام شاه حسینی، ۱۳۹۹)

برسر دو راهی (بهرنگ توفیقی، ۱۳۹۷)

هشت و نیم دقیقه (شهرام شاه حسینی، ۱۳۹۵)

معمای شاه (محمدرضا ورزی، ۱۳۹۴)

قفسی برای پرواز (یوسف سیدمهدوی، ۱۳۹۰)

نردبام آسمان (محمدحسین لطیفی، ۱۳۸۸)

هوش سیاه (مسعود آب پرور، ۱۳۸۹)

تئاترها:

زبان اصلی (رسول کاهانی، خرداد و تیر ۱۳۹۴)[۴]

دریازدگی (عباس جمالی، شهریور ۱۳۹۴)[۵]

تِرن (حمیدرضا آذرنگ، بهمن و اسفندماه ۱۳۹۵) [۶]

زبان اصلی (رسول کاهانی، اردیبهشت و خرداد ۱۳۹۶)
دی روز (خرداد ۱۳۹۶)

بهرنگ علوی مدلینگ

عکس بهرنگ علوی مدلینگ

جوایز بهرنگ علوی

کاندیدای نقش مکمل بازیگری مرد در سی و یکمین دوره جشنواره فیلم فجر برای فیلم «دربند» به

کارگردانی پرویز شهبازی

دریافت دیپلم افتخار بازیگری مرد از سی و چهارمین دوره جشنواره تئاتر فجر برای نمایش «زبان اصلی» به

کارگردانی رسول کاهانی

کاندیدای بازیگری برای سریال هشت و نیم دقیقه در جشن حافظ

آغاز فعالیت هنری بهرنگ علوی

 علوی اولین تجربۀ کار تصویری را با مجموعه برنامه‌های دوربین مخفی به کارگردانی امیرحسین قهرائی آغاز کرد؛

   و به واسطۀ نقش آفرینی در فیلم‌های کوتاه، برای «فیلم عیار 14» انتخاب شد و با ایفای نقش در تنها یک

سکانس از آن فیلم، وارد عرصۀ سینما شد.

    در سال 88 نیز با سریال «نردبام آسمان» وارد قاب تلویزیون شد

ازدواج  بهرنگ علوی و همسربهرنگ علوی

بهرنگ علوی تاکنون ازدواج نکرده است و مجرد هست.

او همانند بسیاری از بازیگران همسن خود هنوز ازدواج نکرده و مجرد است.

بهرنگ علوی اینستاگرام فعالیت مدلینگ +سفیر

آقای علوی در کنار بازیگری، به عکاسی، نویسندگی و طراحی لباس و مدلینگ مشغول است، همچنین سفیر

حمایت از کودکان کار و زنان بی سرپرست و برگزار کننده گالری و بازارچه های خیریه است.

ورزش و مبتکر

در ورزشهاى شنا، اتومبیل رانى، یوگا، بیلیارد تبحر خاصى دارد،

تیم مورد علاقه او یوونتوس ایتالیاست و مبتکر مکتب بهیسم یا فرهنگ شاد زیستن است.

کودکی بهرنگ علوی

ماشین بهرنگ علوی در هشت و نیم دقیقه

مدل ماشین بهرنگ علوی در سریال هشت ونیم دقیقه (فرزین)، هیوندای سانتافه ( hyundai santa fe ) به رنگ قهوه ای با مدل قبل از سال ۲۰۱۶ بود

در این مطلب بخوانید:ازدواج بهرنگ علوی,زندگی نامه بهرنگ علوی,قد بهرنگ علوی

قد بهرنگ علوی:177 سانتی متر

کامران تفتی و بهرنگ علوی

بهرنگ علوی و کامران تفتی

زندگی نامه بهرنگ علوی

بهرنگ علوی در یکم فروردین ماه ۱۳۵۹ در بیمارستان آزادی تهران به دنیا آمد. وی تک فرزند از یک خانواده سه

نفره است. پدر او فرهنگی بازنشسته و از مدیران آموزش و پرورش و مادرش از مدیران شرکت مخابرات است. وی

مجرد است و دارای مدرک فوق دیپلم نقشه‌کشی با کامپیوتر می‌باشد و همچنین فارغ‌التحصیل بازیگری از اولین

دوره فارغ التحصیلان مؤسسه فرهنگی – هنری کارنامه  است. او از کودکی بسیار به بازیگری علاقه داشت و

بازیگری را از تئاتر مدرسه آغاز کرد. در سنین نوجوانی با یک تئاتر مدرسه ای، بهترین بازیگر منطقه ۶ آموزش و پرورش و نیز استان تهران شد. پس از آن، در سال ۱۳۷۰ برای یک تئاتر «آدمک چوبی» به کارگردانی جهانگیر طاهری به صورت رسمی و حرفه‌ای انتخاب شد و بر روی صحنه تئاتر در سالن قشقائی مجموعه تئاترشهر رفت. علوی اولین تجربه کار تصویری را با مجموعه برنامه‌های دوربین مخفی به کارگردانی امیرحسین قهرائی آغاز کرد. پس از چند سال وقفه به دلیل ادامه تحصیل، مجدداً فعالیت خود را با تئاتر از سر گرفت که در این بین، شاگرد اساتیدی همچون محمد رحمانیان، حمید امجد، مهتاب نصیرپور، پرویز پرستویی، آتیلا پسیانی، رؤیا تیموریان، پانته آ بهرام و حبیب رضایی بود. پس از آن، به انجمن سینمای فیلم کوتاه پیوست و تجربه چند فیلم کوتاه جشنواره ای داشت. به واسطه نقش آفرینی در فیلم‌های کوتاه، برای فیلم عیار ۱۴ به کارگردانی پرویز شهبازی انتخاب شد و با تک سکانسی که در فیلم داشت، به سینما معرفی شد. پس از آن، شروع اتفاق‌های حرفه‌ای برای او رقم خورد. برای فیلم دربند (پرویز شهبازی) کاندیدای نقش مکمل مرد از سی و یکمین دوره جشنواره فیلم فجر و برای بازی در تئاتر «زبان اصلی» (رسول کاهانی) برنده دیپلم افتخار بازیگری مرد از سی و چهارمین دوره جشنواره تئاتر فجر شد. بهرنگ علوی علاوه بر کار بازیگری، به عکاسی، نویسندگی و طراحی مد مشغول است. وی همچنین سفیر حمایت از کودکان کار، زنان بدسرپرست و سرپرست خانوار و نیز برگزارکننده گالری‌ها و بازارچه‌های خیریه است. بهرنگ علوی در ورزش‌های شنا، اتومبیلرانی، یوگا و بیلیارد تبحر دارد. تیم مورد علاقه او یوونتوس ایتالیا و بازیکن مورد علاقه او در فوتبال احمدرضا عابدزاده است. بهرنگ در جریان دیدار خداحافظی عابدزاده برابر بایرن مونیخ در روزهایی که خود او کمتر شناخته شده بود، در ورزشگاه آزادی حضور داشت. او در حالی که تصویر عابدزاده را در اختیار داشت، در قاب عکاس نادر داوودی جا گرفت و با بازنشر این عکس بعد از یک دهه، تبدیل به سوژه جذابی شد.

به دنبال قصه و نقش خوب هستم

علوی در پاسخ به این سوال که فعالیت در کدامیک از مدیوم های سینما، تئاتر و تلویزیون را ترجیح می دهد، با بیان این که کار در کلیه مدیوم ها دوست دارد ، گفت:در گذشته شکل آثاری که به مخاطب ارائه می شد، تقریبا دسته بندی خاصی داشت؛ به طورمثال بسياري از بزرگان و اساتید دو یا سه نسل پیش از ما هنوز معتقد هستند تئاتر بهترین مدیوم برای بازیگر است. برای آنکه آن زمان فضاهایی مثل کارگاه آزاد در تئاتر وجود داشت که توانست بازیگران بزرگی را به جامعه هنری تحویل دهد و با وجود این که در آن دوره امکانات تئاتر خيلي کمتر از امروز بود، ولی بسیار قدرتمند بود.

او خاطر نشان کرد

امروز ديگر فاصله بین سینما و تلویزیون خيلي کم شده است. زمانی بود که در سینما فیلم هایی با پروداکشن های بزرگ به اکران درمی آمد که تماشای آن ها در تلویزیون خالی از لطف بود؛ ولی از هنگامی که دوربین ها به فضای داخلی خانه ها آمد و قصه ها در فضای بسته روایت شد، ديگر چندان فرقی بین فیلم و سریال وجود ندارد. امروز ديگر بسياري از فیلمسازان بزرگ ما هم مانند آقای فرهادی و آقای شهبازی، غالباً قصه هایشان را در فضاهای بسته روایت می کنند.

علوی که معتقد است« در حال حاضر هر سه مدیوم سینما، تئاتر و تلویزیون برای بازیگر لازم است»، متذکر شد :بسیار از این بابت خوشحالم که تلاش نموده ام در هر کدام از این مدیوم ها حتی برای یک دفعه هم که شده، به اندازه کافی جذب مخاطب داشته باشم. بطور کلی در پیشنهادهایی که در هر سه مدیوم سینما، تئاتر و تلویزیون دارم، اول از همه دنبال قصه و متن خوب و بعد نقش خوب هستم و گارد خاصی هم نسبت به هیچ یک از این سه ندارم؛ چون بهرحال هر سه آنها بازیگری است.

دوست دارم به واسطه کارهایم به شهرت برسم

علوی در جواب به این سوال که اکنون چه پیشنهادهایی از تلویزیون دارد، گفت:در حال حاضر چند پیشنهاد تلویزیونی دارم ولی به احترام مردم صبر کردم که با یک نقش ماندنی شبیه« فرزین» ادامه دهم. به هرحال توقع مردم بالا رفته و باید با حساسیت بیشتری انتخاب کنم.

علوی بازیگر

بهرنگ علوی گفت:

زودتر از این ها می توانستم به شهرت برسم، ولی همیشه دوست داشتم با کارهایم به شهرت برسم. بعضی از بازیگران دوست دارند که اول خودشان مشهور شوند و بعد آثارشان، ولی من از ابتدا هم دوست داشتم که به واسطه کارهایم به شهرت برسم و تنها تشنه اعتماد از سوی کارگردانانی هستم که به من نقشی را پیشنهاد می دهد. برای فیلم سینمایی« دربند» که کاندید نقش مکمل مرد شدم، آقای شهبازی به من اعتماد کرد و من هم تلاش کردم جواب اعتماد او را بدهم. همچنین با تئاتر« زبان اصلی» رسول کاهانی توانستم به اعتماد وی پاسخ دهم و لوح تقدیر هنرپیشه مرد را برای آن تئاتر دریافت کردم و در تلویزیون هم در سریال« هشت ونیم دقیقه» موظف بودم جواب اعتماد شهرام شاه حسینی را بدهم.

بهرنگ علوی گفت :یکی از اتفاقات جالبی که برایم رخ داد، ایفای یک سه گانه نقش های سیاسی با سه تفکر مختلف درباری( سریال معمای شاه)، آقازاده( فیلم لانتوری) و یک مأمور اطلاعات نفوذی بین مجاهدین خلق( فیلم امکان مینا) بود که هيچکدام شبیه هم نبودند. از زمانی که سیاستمدارها در دنیای امروز سلبریتی شدند، من هم تصمیم گرفتم نقش های سیاسی را تجربه کنم که در این بین تا کنون سه گانه نقشهای سیاسی رو با سه کاراکتر و سه ایدئولژی مختلف تجربه کنم و حالا پس از نقش حسین فردوست دوست دارم نقش ترامپ را هم بازی کنم.

مطلب زیر به نقل از مشرق نیوز:

حسرت بزرگ زندگی‌ام کار نکردن با علی حاتمی است/ فردی سنتی و پایبند به خانواده هستم/ جایزه شهاب حسینی مثل گل خداداد به استرالیا بود/ زنگ خطر روابط خانوادگی به صدا درآمده است

متاسفانه چند سالی است که مرگ روابط خانوادگی کلید خورده و اگر جلوی این موضوع گرفته نشود، شبیه به سرطان بدخیم می‌شود.

بهرنگ علوی بازیگر جوانی است که سعی کرده در این سال‌هایی که فعالیت حرفه‌ای‌اش در عرصه بازیگری می‌گذرد همواره متفاوت باشد. او آغاز دنیای بازیگری خود را با ایفای نقش‌های کوتاه در فیلم‌های سینمایی می‌داند. آخرین فیلمی که علوی در آن یکی از نقش‌های کلیدی را بر عهده داشته «مرگ ماهی» نام دارد که سال 93 در جشنواره سی و سوم فجر به نمایش در آمد و پس از گذشت دو سال هم اکنون در سینماهای کشور در حال اکران است. به بهانه اکران این فیلم با بهرنگ علوی به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه از نظرتان می‌گذرد:

*خودتان قبول دارید که راه بسیار سختی را تا اینجا کار آمده‌اید، از این مسیر بگویید؟

علوی: مسیر سخت سه حالت دارد یا باید تعریف کرد یا باید به تصویر کشید و یا آن را حس کرد. خیلی از آدم‌هایی که هدف و دغدغه سینما و بازیگری را داشتند سختی راه را کشیده‌اند. بازیگری به من فرصت می‌دهد تا شاید تجربه‌هایی که شاید خلاف عرف جامعه باشد را در قالب بازیگری به تصویر کشید که این هم ماحصل سال‌ها تلاش و ممارست است. همه فکر می‌کنند اگر وارد بازیگری شوند تمام است اما ماندگاری و سفت‌کردن جای پا سخت است و بعدها مردم نمره می‌دهند. دو دهه قبل وقتی بازیگر وارد شد و با یک فیلم مورد توجه منتقدین و مردم قرار گرفته میدانست که حداقل یک دهه ماندگار خواهد بود. الان هر دو سه سال یکبار جریان بازیگری پوست می‌اندازد. در دهه شصت قهرمان‌های ما در سینما و روی پرده آدم‌های پخته و جا افتاده بودند در دهه هفتاد شد 35 تا 40، دهه هشتاد 30 تا 35 و در حال حاضر دهه 90 بازیگری هستیم و الان قهرمان‌های فیلم‌های ما زیر 30 سال هستند و به نوعی سینما مسیر نوجوان‌پسندی را طی میکند. طالع من این است که باید پله پله این مسیر را طی کنم و من با طالع و سرنوشت خودم نمی‌جنگم و سعی می‌کنم با انرژی و آرام مسیر را طی کنم.

حتما بخوانید  متن تبریک روز پرستار سری اول

*عموما تا بازیگر به مرحله بازده می‌رسد از سن 40 سالگی عبور کرده است

علوی: این موضوع مثل لیگ فوتبال ما است! ما بهترین فصل سال را که بهار است از دست می‌دهیم و تازه از اوج گرما لیگ را آغاز می‌کنیم و بعد از آن هم سرمای سخت را در پیش داریم. در سینما مخصوصا برای بازیگران مرد گویا بعد از چهل سالگی تازه استارت کار زده می‌شود. من همیشه دوست داشتم مثل یک فنر عمل کنم که این به مطالعه و داشته‌های من برمی‌گردد.

*در این پروسه بازیگران سختی مالی زیادی متحمل می‌شوند؟

علوی: بستگی به شرایط خانوادگی دارد. بعضی‌ها وضع زندگیشان خوب است ولی اکثریت آدم‌هایی دوست دارند وارد بازیگری شوند که از دل سختی‌های اجتماعی بیرون آمده‌اند البته در این میان آدم‌هایی هم بودند که وضع مالی خوبی داشتند ولی دغدغه آن‌ها طرح مسئله نبوده برخی هم بخاطر شهرت و معروفیت وارد این حرفه شدند.

بهرنگ علوی در برنامه دست فرمون

بهرنگ علوی در برنامه دست فرمون

*برای شما چهره شدن در اولویت بود یا کار حرفه ای بازیگری؟

علوی: اگر برای من معروف شدن مهم بود کارهایی در طول این 15 سال قطعا داشتم که می‌توانستم در همان دوران کار کنم و شهرت کاذب داشته باشم. من قبلا هم گفتم که بعد از «دربند» که برای بازی در این فیلم کاندید دریافت سیمرغ شدم برای نقش اصلی هم پیشنهاد داشتم اما خودم فکر می‌کردم که اگر قرار است روزی به نقش یک برسم بهتر است اول جایزه مکمل را بگیرم.

*در حال حاضر برخی بازیگران به نوعی از کارگردان‌ها و صاحبان آثار جلوتر می‌روند. به نظر شما انقدر ملالت را تحمل کردن به بازیگر کمک می‌کند؟

علوی: این مسیر انتخاب ماست که این انتخاب هزینه دارد و این هزینه عمر و زندگی است که آن را وقف کردیم. شاید اگر من شغل آزاد داشتم و می‌خواستم عادی زندگی کنم در 36 سالگی دارای همسر و فرزند بودم و مثل خیلی از آدم‌ها زندگی می‌کردم اما همه این‌ها را بخاطر هدفم به تاخیر انداختم و امکان دارد که این موضوع در بخش مالی برگشت داشته باشد اما در بخش معنوی غیر قابل برگشت است.

*متاسفانه فیلم‌هایی که شما در آن حضور داشتید پشت سر هم اکران نشد و شما بعد از آن فیلم‌ها در فیلم «مرگ ماهی» مقابل دوربین رفتید، در میان آن تعداد از بازیگران ستاره چه حسی داشتید؟

علوی: تک تک افراد این پروژه مثل استاد محمود کلاری تا عوامل جلوی دوربین که خیلی از آن‌ها بازیگران مورد علاقه من هستند قطعا برای من یک حال خوب داشت و یک هیجان. بعد از تجربه «دربند» همه به من گفتند تو برنده‌ای اما خودم می‌دانستم که جریان سینما به این شکل نیست. پس از بازی در فیلم «دربند» من در همه ژانرها پیشنهاد داشتم و مشکل این نقش‌ها این بود که در همان قالب شخصیت بهرنگ «دربند» بود. متاسفانه در سینما اگر یک روز نقش دزد بازی کنی همیشه به تو نقش دزد می‌دهند از همین رو نقشی که در «مرگ ماهی» به من پیشنهاد شد من را بسیار از «دربند» دور کرد و 180 درجه با کاراکتر دربند تفاوت داشت، وقتی بازی من آغاز می‌شد دیگر حس نمی‌کردم چه کسی کنار من بازی می‌کند.

*منتقدهایی که از کار شما در «دربند» تعریف می‌کردند و آن موفقیت را رقم زدند بعد از «مرگ ماهی» لجبازی بزرگی با شما کردند. شما این وضعیت را چطور ارزیابی می‌کنید؟

علوی: در آن دوره از جشنواره آقای مجیدی دبیر جشنواره بود و برداشت من به عنوان یک آدم بی طرف این است که احساس می‌کنم مسائل شخصی در ماجرای «مرگ ماهی» دخیل بود چرا که این فیلم می‌توانست حداقل در چند بخش کاندید شود. ما عادت داریم ندیده قضاوت کنیم! سوای ماجرای سرمایه‌گذاری آن بانک اینکه شنیده شد یک فیلم توانسته این همه بازیگر را کنار هم جمع کند گارد گرفتند. دو دهه قبل یک فیلم با دو بازیگر بنام یک ساعت و نیم مخاطب را میخ کوب می‌کرد، الان سلیقه مردم کمی فست فودی شده و کار من بازیگر هم سخت و از همین رو کارگردان هم سخت انتخاب می‌کند، نکته‌ای که وجود دارد این است که فیلم «مرگ ماهی» فیلم لا زمان و لا مکانی است که یک قصه کلاسیک دارد و خلاف جریان فیلم‌های اپیدمی قرار گرفته است چرا که فیلمساز حق دارد ژانر جدید را تجربه کند و این تجربه برای من بازیگر هم خیلی جذاب و متفاوت به حساب می‌آید. یکی از بزرگترین حسرت‌های زندگی من این است که دیگر هیچوقت نمی‌توانم با مرحوم علی حاتمی کار کنم و مجبورم با کسی شبیه به علی حاتمی کار کنم.

ورزش و بازیگری

*یعنی مرگ ماهی به لحظا تماتیک شبیه آثار مرحوم علی حاتمی است؟

علوی: به هر حال حس و حال آن فیلم را داشت، وقتی می‌بینم حال و هوای یک فیلم به حال و هوای سینمایی که من قبلا دوست داشتم در آن کار کنم شبیه است کاری ندارم که قرار است در آخر مورد توجه منتقدین قرار بگیرد یا نه.

*علی حاتمی را دوست داری؟

علوی: علی حاتمی واقعا نابغه بود.

*کدام کارگردان های دهه شصت الان هستند که دوست داشتی با آنها کار کنید؟

علوی: هستند، ولی نمی‌سازند.

*مثلا؟

علوی: امیر نادری و ناصر تقوایی.

*اگر در حال حاضر نقشی شبیه به فیلم «گل‌های داوودی» به شما ییشنهاد شود حاضرید در آن بازی کنید؟

علوی: به هر حال ذائقه آدم‌ها پس از چند سال تغییر می‌کند هر چند که ما این فیلم ها را دیدیم و عاشق سینما شدیم اما هر چه جلو می‌رویم خواستگاه ما تغییر می‌کند. من معتقدم باید با جریان اجتماعی پیش رفت. قهرمان دهه 50 باید کتک می‌زد تا قهرمان شود اما الان دهه 90 است و باید کتک بخوری تا قهرمان شوی. وقتی فیلمنامه «لانتوری» را خواندم و دیدم که باید در آن فیلم کتک بخورم و یکی از دلایلی که آن فیلم را قبول کردم این است که قرار بود کتک بخورم. من وقتی فیلمنامه را ورق می‌زنم تمام نکات چالشی آن را در می‌آورم. اندازه نقش من در لانتوری  بخاطر این بود که برایم جاذبه داشت تا دافعه چون می‌دانستم که بعد از نمایش فیلم چه اتفاقی می‌افتد و من اتفاقا در دل آن جریان قرار دارم. خدارا شکر سکانس لانتوری بسیار سکانس تاثیر گذاری از اب در امده است و شما نمی‌دانید در ان سکانس باید به چه کسی حق بدهید که این خیلی عجیب است.

*از این لحظات در دل مرگ ماهی هم وجود داشت؟

علوی: شخصیت رضا در «مرگ ماهی» چیزی داشت که شاید خیلی‌ها آن را تاکنون متوحه نشده‌اند. مادری وصیت می‌کند که سه روز پس از مرگ او را به خاک بسپارند و ما می‌توانیم دلایلی را مثال بزنیم اما در دل این قصه دامادی وجود دارد که ساده و مثبت است و انگار به این خانواده نمی‌خورد اما نکته ای که وجود دارد این است که ما مرگ را می‌بینیم و چیزی که ترسناک تر از همه این اتفاق ها است و در لایه دوم فیلمنامه وحود دارد سکوت و سادگی ترسناک رضا است. در طول فیلم کدهایی داده می‌شود داده می‌شود که در آخر متوحه می‌شویم که رضا از اول هم از مرگ مادر خبر داشته و بزرگترین نشانه آن دانه‌های تسبیح است. پس رضا می‌داند که چه اتفاقی افتاده و این دیگر نامش سادگی نیست بلکه ترسناک است. اصولا عادت ندارم که برای نقش‌هایم در مصاحبه ها زیرنویس قرار بدهم! فیلم واقعا سنگین است و اینکه صدر صد همه دوست داشته باشند یا نه سلیقه و ذائقه مخاطب است و چند سال دیگر ببینید که زندگی مدرنیته چه بلایی سر خانواده‌ها می‌آورد.

*مرگ روابط خانوادگی در حال حاضر اتفاق افتاده است؟

علوی: متاسفانه چند سالی است که کلید خورده و اگر جلوی این موضوع گرفته نشود علی الخصوص درباره جوانان شبیه به سرطان بدخیم می‌شود و چیزی به نام فرهنگ که ما خیلی مدعی آن هستیم تخریب می‌کند و «مرگ ماهی» می‌تواند زنگ خطری در این باب باشد.

*وقتی از صحنه مرگ ماهی به خانه برگشتید حس شما نسبت به مادرتان چگونه بود؟

علوی: واقعیت این است که من فردی سنتی و پایبند به خانه و خانواده هستم، فیلم مرگ ماهی من را نسبت به زندگی کمی ترساند چون بزرگترین سرمایه‌های زندگی من پدر و مادرم هستند و نمی‌خواهم زود ورشکست شوم. من تا چند ماه بعد از مرگ ماهی درگیر افسردگی بودم. من دو جا در فیلم حالم بد شد و یک جا انتقال جنازه مادر از گلخانه بود که برای رئال شدن این صحنه یکی از اعضای گروه را در کفن می‌گذاشتیم که واقعا تا چند ماه تم افسردگی روی من نشسته بود، مثل آدمی که باید مراقب یک گورستان باشد. نزدیک ترین آدم فیلم هم به شخصیت مادر،  رضا است که تنها به داخل قبر می‌رود و می‌بینیم که بچه‌ها با توجه به علاقه‌ای هم که دارند باز هم سرد برخورد می‌کنند.

*درباره «امکان مینا» بگویید؟ برخی از دیالوگ‌های شخصیتتان در این فیلم را خودتان طراحی کردید یا به صورت اتفاقی این دیالوگ عنوان شد؟

علوی: من همیشه دوست داشتم با کمال تبریزی کار کنم، ایشان از ما یک تئاتری دیدند و من را برای این نقش انتخاب کردند. دهه شصت دهه بسیار ملتهبی بود ما تازه انقلاب کردیم و جنگ استارت خورده و فضا فضای نا امنی است. اینکه می‌خواهیم آدمی را به خود نزدیک کنیم باید شیرین باشیم. در یکی از سکانس‌ها احساس کردم که جای یک چیز در داشبورد خالی است و همین تخمه باعث صمیمیت می‌شود.

*اگر نکته‌ای دارید بفرمائید؟

علوی: هر چیزی را نمی‌توان چید و با برنامه پیش رفت. در تلاش هستم که چیزی که در ذهن دارم را رقم بزنم اما حداقل جایزه‌ای که آقای شهاب حسینی گرفت خیلی امید بخش بود. آرزوهایی که تا چند سال قبل برای ما محال بود به آن دست پیدا کردیم. کم پیش می‌آید که سینماگران از این دست افتخارات داشته باشند. من خیلی اتفاقی اهدای جوایز را دیدم و تا به حال با آقای حسینی برخورد نداشتم اما ناخواسته اشک می‌ریختم و به‌ نظرم لحظه‌ای که شهاب حسینی جایزه گرفت مثل گل خداداد به استرالیا ارزشمند بود.

بهرنگ علوی و بازیگران

بهرنگ علوی و الهه حصاری در کنار پیمان طالبی

در این مطلب بخوانید:ازدواج بهرنگ علوی|زندگی نامه بهرنگ علوی|قد بهرنگ علوی

در این مطلب بخوانید:ازدواج بهرنگ علوی|زندگی نامه بهرنگ علوی|قد بهرنگ علوی

در این مطلب بخوانید:ازدواج بهرنگ علوی|زندگی نامه بهرنگ علوی|قد بهرنگ علوی

در این مطلب بخوانید:ازدواج بهرنگ علوی|زندگی نامه بهرنگ علوی|قد بهرنگ علوی

من زهرا بانو هستم نویسنده این مقاله دانشجوی علم پزشکی از نوع پیشگیریش
آدرس کوتاه پست
تاریخ: 5 تیر 1399
بازدید: 155

مطالب مرتبط

*

code

کلیه حقوق مادی و معنوی برای سایت عصر مهدویت محفوظ می باشد

طراحی سایت: خلیج وب