نقش بهداشت و اموزش در رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه

بدبد نبودخوبعالیفوق العاده (2 رای, میانگین: 4٫50 از 5)
Loading...

نقش بهداشت و اموزش در رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه

سرمایه انسانی از دیرباز به عنوان عامل اثرگذار بر عملکرد اقتصادي و اجتماعی مطرح بوده
است.

در نیمه دوم قرن بیستم، اقتصاددانان نئوکلاسیک در فهم علل توسعه اقتصادی بیشتر به عوامل محدودی مانند

تراکم سرمایه های فیزیکی و فراوانی منابع طبیعی توجه داشتند که تحت عنوان عوامل اقتصادی قرار می گرفتند.

ضعف و ناتوانی نظریه های نئوکلاسیکی در بیان تفاوت در عملکرد اقتصادی کشور های مختلف، منجر به توجه

سولو به اثر پیشرفت تکنولوژی و تراکم سرمایه های انسانی در مسیر توسعه گردید.

بر اساس آموزه هاي اسلامی، سرمایه گذاري در نیروي انسانی ، نقش ی اساسی در رشد و

پیشرفت جوامع بشري ایفا می کند، در ادبیات اقتصادي، متفکرانی چون آدام اسمیت و آلفرد

مارشال نیز سرمایه انسانی را عامل افزایش ثروت ملت ها قلمداد کرد هاند . اما توجه جدي به

اهمیت و نقش سرمایه انسانی از دهه 1960 شروع شد. در این راستا، شولتز و دنیسون سرمایه

انسانی را در کنار سایر عوامل تولید قرار داده و آن را در در رشد اقتصاد مؤثر شمردند . از دهه

مذکور مطالعات فراوانی در این زمینه انجام شد، به طوري که در نظریه هاي رشد اقتصادي نیز

اهمیت و نقش این عامل برجسته و نمودار شد.

در مکتب اقتصادی اسلام نیز توجه به اهمیت سرمایه انسانی چگونه است؟

در مکتب اقتصادی اسلام نیز توجه به اهمیت سرمایه انسانی در دستورات متعالی اسلام در تشویق دانش

اندوزی و رعایت بهداشت منعکس شده است، اسلام علی رغم وجود روند علم ستیزی و دنیا گریزی مسیحیت

کاتولیک در قرون وسطی همواره حامی علم و توسعه سرمایه گذاری و فعالیت های اقتصادی بوده است.

در چارچوب اقتصاد اسلامی ظرفیت های فراوانی برای توسعه و تشویق سرمایه های انسانی موجود است. به

طور نمونه، در نظام بانک داری اسلامی که بر پایه تحریم ربا و ترویج مشارکت در سود و زیان بنا شده، تقسیم

سود حاصل از سرمایه گذاری بین عامل و صاحب سرمایه وابستگی تام به مهارت دانش و آگاهی و سایر

خصوصیات عامل دارد. به بیان دیگر، در انواع قراردادهای مشارکت، سرمایه تجاری آمر با سرمایه انسانی عامل

جمع شده و فعالیت اقتصادی را سازمان می دهند. به هر میزان عامل و یا تأمین کننده نیروی کار از سطح دانش و

آگاهی بالاتری برخوردار باشد، امکان موفقیت و سود آوری قرار مشارکت نیز بالاتر خواهد بود.

نظریه های رشد نئوکلاسیکی

در نظریه های رشد نئوکلاسیکی، از جمله الگوی رشد سولو، منبع اصلی تغییر تولید سرانه، نیروی کار مؤثر می

باشد. این نوع الگوها، نیروی کار موثر را به درستی معرفی نمی کنند. نیروی کار مؤثر، عوامل غیر از نیروی کار و

سرمایه فیزیکی هستند که در الگوهای رشد پس از سولو از آنها به عنوان سرمایه های انسانی یاد شده است.

سرمایه انسانی

رویکرد مدل هاي رشد نسبت به سرمایه انسانی تقریباً متفاوت می باشد. بعضی از مدل هاي

رشد، سرمایه انسانی را مانند سایر عوامل تولید درنظر می گیرند و بعضی دیگر، سرمایه انسانی را

عامل مؤثر بر بهره وري می دانند. به هر حال، در همه نظریه هاي رشد این اتفاق نظر وجود دارد

که رشد و توسعه اقتصادي و اجتماعی کشورها توسط سرمایه و منابع انسانی کشورها مشخص

می شود. این مهم را می توان در رشد اقتصادي کشورهاي پیشرفته و درحال پیشرفت، در

دهه هاي اخیر مشاهده نمود. از این رو، نقش سرمایه انسانی در فرایند برنامه ریزي، تصمیم گیري

و سیاستگذاري اقتصادي کشورها برجسته تر می شود. با این وجود، بررسی نقش سرمایه انسانی

در عملکرد اقتصاد خالی از فایده نمی باشد

نقش بهداشت و اموزش در رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه

آموزش و بهداشت می توانن د نقش مهمی در رشد اقتصادي
کشورهاي مورد مطالعه بازي کند. اما نکته مهم قابل اشاره این است که، نقش آموزش در این
کشورها نسبت به بهداشت در رشد اقتصاد برجسته تر است که ناشی از سهم بیشتر مخارج
آموزشی نسبت به مخارج بهداشتی در این کشورها می باشد. با این وجود، براي بهبود بیشتر

رشد اقتصادي و افزایش استانداردهاي زندگی، باید کشورها سعی در ارتقاي شاخص هاي توسعه
انسانی داشته باشند.

سلامت روانی یکی از اشکال سرمایه انسانی است که می تواند عملکرد اقتصادی را هم برای افراد، و هم در سطح کلان مورد تأثیر قرار دهد

بهداشت از طریق چهار طریق بر عملکرد اقتصاد اثر می گذارد:

1. افزایش بهره وری:

کوری و مادریان (1999)، معتقدند که معمولا افراد سالمتر به ازای هر ساعت، تولید بیشتری انجام می دهند. از

حتما بخوانید  هپاتیت

یک سو، بهره وری از طریق بهبود در فعالیت های فیزیکی و فکری افزایش می یابد و از سوی دیگر، افراد سالم تر

به لحاظ روانی و فیزیکی، استفاده بهتر و کاراتری از فناوری و ابزار تولیدی می کنند.

2. عرضه نیروی کار:

اثر سلامت بر عرضه نیروی کار مبهم است. سورکی و دیگران(2005) معتقدند که، اثر سلامت بر رشد اقتصادی

وابسته به دو اثر جانشینی و درآمدی می باشد. از یک سو، افراد سالم تر دارای بهره وری بالاتر برده و در نتیجه،

دستمزد بیشتری دریافت می کنند. این افزایش در دریافتی، موجب ایجاد انگیزه بالاتر برای عرضه بیشتر نیروی کار

می شود. (اثر جانشینی) ازسوی دیگر، سلامت افراد موجب افزایش دریافتی آنها در طول عمر می شود. این امر

ممکن است افراد را متمایل به کاهش عرضه نیروی کار کند (اثر درآمدی). در این میان، اگر اثر جانشینی بر اثر

درآمدی غلبه کند، بهبود در سلامت افزایش رشد اقتصادی را به دنبال خواهد داشت.

3. ارتقاء و سطح آموزش:

بر اساس نظریه های سرمایه انسانی افراد با آموزش بالاتر، بهره وری و دستمزد بالاتر دارند. استراوس و

توماس(1998) معتقدند که، سلامت و تغذیه بهتر راه را برای رسیدن به سطوح بالاتر آموزشی برای دانش آموزان

هموار کرده و امکان مردودی و غیبت در کلاس های آموزشی را برای آنها کمتر می کند. با این وجود، سلامت بهتر

در مراحل اولیه زندگی موجب بهبود بهره وری در سال های آتی زندگی می شود. علاوه بر این، اگر سلامت بهتر

را همراه با امید به زندگی بالاتر بدانیم، افراد سالم تر امید زندگی بالاتری خواهند داشت. بنابراین، انگیزه ی

بیشتری را برای سرمایه گذاری در آموزش و یادگیری به دنبال دارد.

4. افزایش پس انداز و سرمایه گذاری:

به نظر سورکی و دیگران، وضعیت سلامت جسمانی و روانی افراد یک کشور، نه تنها موجب تغییر در سطح درآمد

آنها شده، بلکه موجب اثرگذاری بر توزیع درآمد بین مصرف، پس انداز و سرمایه گذاری می شود.

با توجه به آنچه گفته شد، رابطه بهداشت و رشد اقتصادی را می توان بر اساس نمودار شماره (1) نشان داد. در

این نمودار، از یک سو، عواملی از قبیل ثروت، محیط، ژنتیک، آموزش، سبک زندگی، مراقبت های بهداشتی و

سایر عوامل اقتصادی- اجتماعی سلامت را تحت تاثیر قرار می دهند و از سوی دیگر، سلامت روحی و جسمانی

می تواند از طریق عواملی همچون بهره وری، آموزش، تشکیل سرمایه و عرضه نیروی کار بر رشد اقتصادی تأثیر

گذارند.

آموزش و عملکرد اقتصادی

رابطه بین آموزش و رشد اقتصادی یکی از موضوعات مهم در ادبیات اقتصادی است. مارشال سرمایه گذاری در

نیروی انسانی را بهترین نوع سرمایه گذاری می داند. به عقیده آدام اسمیت، انسان ها با آموزش به سرمایه

مبدل می شوند و جامعه می تواند از توان تولیدی آنها به صورت بهتری بهره مند گردد.

گرچه از قرن هجدهم از آموزش به عنوان یکی از عوامل مهم اثرگذار بر عملکرد اقتصاد یاد شده است، اما توجه

فزاینده به آموزش از دهه 1960 به بعد صورت گرفت. از این دوره به بعد، سرمایه گذاری در آموزش های رسمی و

غیررسمی و تربیت نیروی انسانی موجب شد تا مهارت های نیروی کار افزایش یابد و آگاهی و تحرک لازم برای

توسعه اقتصادی و اجتماعی فراهم شود. از این رو، آموزش جای خود را در تحلیل ها و برنامه ریزی های اقتصادی

به طور وسیعی باز نمود. شولتزو دنیسون از اقتصاددانانی هستند که در دهه 1960 برای اولین بار آموزش را به

عنوان یکی از عوامل تولید در کنار سایر عوامل قرار داده و آن را به عنوان یکی از عوامل مهم رشد اقتصادی

محسوب کردند. شولتز از آموزش به عنوان نوعی از سرمایه گذاری یاد می کند و بیان می کند که، کلید توسعه

اقتصادی خود انسان است، نه منابع مادی. به اعتقاد شولتز، بهبود کیفیت نیروی کار، ناشی از سرمایه گذاری در

نیروی انسانی یا آموزش است.

آموزش می تواند هم درسطح خرد، بر افراد و بهره وری آنها و هم در سطح کلان، بر عملکرد اقتصاد اثرتأثیر گذارد.

از یک سو، آموزش می تواند موجب افزایش بهره وری افراد و افزایش مشارکت نیروی کار شده و همچنین اثرات

جانبی مثبت برای سایر افراد موجود در محیط داشته باشد. و از سوی دیگر، موجب کاهش رشد جمعیت از طریق

کنترل آن، افزایش عرضه نیروی کار و افزایش سطح سلامت جمعیت شده و در مجموع، دارای آثار مثبت بر رشد

اقتصادی باشد.

من زهرا بانو هستم نویسنده این مقاله دانشجوی علم پزشکی از نوع پیشگیریش
آدرس کوتاه پست
تاریخ: 26 اردیبهشت 1399
بازدید: 77

مطالب مرتبط

*

code

کلیه حقوق مادی و معنوی برای سایت عصر مهدویت محفوظ می باشد

طراحی سایت: خلیج وب